سلام رفیق!
خیلی خوشحالم که با هر بالا و پایینی بود بالاخره تیم جدید رایانش اولین شمارهٔ رسمیش رو منتشر کرد و خیلی خوشحالترم که میون بدوبدوهای زندگی داری این مجله رو ورق میزنی.
از این ذوقوشوقها که بگذریم، موضوع اصلی این شماره موضوعیه که احتمالاً همهمون یه جورایی درگیرش هستیم. همهٔ ما یه روزی با کلی آرزو وارد این دانشگاه شدیم و توی مسیر رسیدن به اون رؤیا احتمالاً مجبور شدیم از خیلی چیزها بگذریم.
بعضیهامون شاید دیگه به هنر نمیپردازیم، بعضیهامون به ورزش؛ بعضیهامون شاید از دوستهامون دور شده باشیم؛ و شاید خیلیهامون انقدر بیقراریم و نگران آیندهایم که کمتر روزی پیدا میشه که حالمون با خودمون و زندگیمون خوب باشه.
ولی کنار هم بودن و پناه بردن به یک نقطهٔ امن که بتونیم دور هم جمع بشیم و چند دقیقهای به کارها و مشکلات فکر نکنیم، میتونه چیزی باشه که خیلیهامون بهش نیاز داریم. رسالت رایانش همیشه ایجاد اون نقطهٔ امن بوده؛ حالا چه آدمها بیان تو اتاقش بشینن و بگن و بخندن، چه برای مجلههاش متن بنویسن، چه توی شعرخوانیهاش شعر بخونن. تو این شماره سعی کردیم هم از چیزهایی بگیم که توی این راه پرپیچوخم به دست آوردیم یا از دست دادیم و هم از هنر بگیم و کمی از دنیای صفر و یکها دور بشیم.
در آخر اینکه خیلی خوشحال میشیم نظرت رو راجع به شمارهمون بدونیم و تو رایانش ببینیمت رفیق.

